نیازهای رفتاری انسان در دکوراسیون داخلی خانه

محیط به عنوان عاملی تاثیر گذار بر رفتار انسان فرض می شود زیرا شخصیت و رفتار انسان بحثی در باب روان شناسی محیطی است و اگر می خواهیم رفتار انسان را در مقابل محیط بفهمیم باید ابتدا ذهن و عین را در منظره درک کنیم .

با شناخت خصوصیات فردی و با استفاده از رفتار های آشکار محیطی میتوانیم دریابیم که افراد رفتار و منش هایی دارند که به طور مشخص نتیجه تقابل بین محیط و فرد است. روانشناسی منزل و معماری و دکوراسیون داخلی بیشتر از آنکه به بحث چیدمان و نحوه ساخت و ساز بپردازد به موضوعاتی چون خلق فضاهای زیبا و آرامش بخش تامین امنیت روحی و روانی افراد و نیز چگونگی تاثیر آن بر روحیات و شخصیت افراد مختلف مربوط میشود. به همین دلیل رعایت نکات روان شناختی در طراحی ها امر بسیار مهمی است که نباید نسبت به آن بی توجه بود.

طراحی ساختمان ها و دکوراسیون های داخلی علاوه بر اینکه می بایست براساس اصول علمی طراحی شوند اما طراحی و معماری چه از لحاظ ساخت و چه از لحاظ تزئین نیازمند دقت بر ماهیت انسان و نوع رفتار و تاثیر گرفتن آن از محیط و بلعکس باشد.به این معنا که بر مبنای تمایلات و روحیه انسان و در راستای نیازمندی های محیطی باشد.

موضوعی که در معماری باید به آن توجه ویژه ای داشت، نقش معماری، طراحی به خصوص طراحی داخلی بر روح و روان انسانهایی است که می خواهند از ساختمان یا یک محل اسکان استفاده کنند؛ به همین دلیل،رعایت نکات روانشناختی در طراحی ها امر بسیار مهمی است .

طراحی و معماری خانه چه از لحاظ ساخت، چه تزئین و چه جا به جایی، نیازمند دقت عمل بر اساس ماهیت انسانی است. بر همین اساس، عبارت ” human base “مورد توجه قرار گرفته است، به این معنا که طراحی بنا باید منطبق با اصول خاصی انجام شود؛ چیزی را که می خواهی بسازی برای انسان می سازی بنابراین باید بر اساس و پایه انسانی و برمبنای تمایلات، روحیه و تامین شادابی و نشاط انسان بنا شود.» از آنجا که محیط خانه، محلی برای آسایش انسان است، باید در طراحی انواع شکستگیها در دیوار، فضا، مساحت، رنگ و دکوراسیون و حتی انعکاس صدا به اصل ایجاد آرامش در منزل توجه شود «در حقیقت مکان استراحت انسان باید به دور از هرگونه آلودگی اعم از صوتی، هوا، فضا و بو و آلودگی های روحی و روانی باشد. به عبارت دیگر، منزل باید طوری طراحی شود که آلودگیهای محیطی را به حداقل برساند تا علاوه بر تامین سلامت جسمی، بعد ارتقای سلامت روحی نیز موردتوجه قرار گیرد. زیرا توجه به مساله روانشناختی طراحی و دکوراسیون مکانهای استراحت و فعالیت افراد، باعث فراخی دید، قلب و دل انسان می شود. بر همین اساس در طراحی و دکوراسیون منزل می بایست ارتفاع سطح، نورگیرها و پله ها به نحوی طراحی شود که در آن فضا احساس خفگی و محدودیت به افراد دست ندهد.»

در روانشناسی محیط مورد نخست با عنوان استرس زاهای محیطی شناخته می شود، عوامل استرس زای محیطی، عواملی هستند که معمولا به علت تهدیدآمیز بودن ایجاد واکنش عاطفی منفی می کنند. شدت این واکنش در افراد مختلف متفاوت است. ادراک محیط نقش زیادی در ایجاد احساس استرس دارد. بخشی از عوامل موثر بر ادراک شخصی است مانند تجارب، ژنتیک و… جدا از عوامل شخصی که بر نحوه ادراک فرد از محیط به عنوان فضایی استرس زا نقش دارد، برخی عوامل ادراکی هستند که ممکن است افراد را درباره محیط اطراف دچار اضطراب کنند. آزمایشات نشان داده اند که انسان در صورتی که در حالت بی خبری مطلق از محیط اطراف باشد یا اطلاعات رسیده به فرد از محیط اطراف به حدی کم باشد که وی قادر نباشد شناخت از محیط اطراف خود را گسترش دهد، یا از سویی دیگر حجم اطلاعات رسیده به فرد به حدی زیاد باشد که دیگر قادر به تجزیه و تحلیل و پرداخت اطلا عات نباشد دچار حالات روانی نامطلوب مانند احساس کسالت، وحشت بی اساس و کابوس بینی و… خواهد شد.

روانشناسان عصر حاضر نشان داده اند که واکنش های حسی،روانی،اخلاقی فرد با دوران طفولیت ، پرورش ذهنی و عاطفی و نیز محیط زندگی او پیوندی منطقی و ناگسستنی برقرار می کند و ارتباط فضایی میان افراد ،سیستمی است پیچیده به این دلیل فضای معماری نمی تواند تنها با توجه بر محاسبات ریاضی طراحی شده باشد بلکه لازم است طرح فضا به ترتیبی باشد که تمامی ارتباطات اجتماعی-روانی انسانها تقویت شوند یا اینکه لااقل برای آنها مزاحمتی ایجاد نشود. روانشناسی محیطی در حقیقت درجهت خلق تئوریهای تجربی است که حاصل مشاهدات رفتارهای انسان در محیط روزمره و بوم او است آن هم به گونه ای که این تئوریها بتوانند مورد استفاده طراحان قرار گیرند بنابراین در جوامع امروزی بیش از پیش به طراحی بهتر منازل و آپارتمان ها و دکوراسیون ها و چیدمان هایی اصولی و در خور نیاز های انسانی نیازمندیم که این موضوع از طریق بهره گیری از متخصصین این حوزه همینطور مطالعه و کسب علم ممکن و رو به بهبود رشد خواهد کرد.

رنگ درمانی و ارتباط با رنگ ها در دکوراسیون

رنگ ها مسبب هیجانات هستند و بر رفتار ما تاثیر می گذارند آن ها در تمامی لحظات  بیداری با ما هستند و احساسات و افکار  سلیقه ها ، واکنش ها  و خاطرات  مار را بر می انگیزند  انسان ها  از روی غریزه  به پیام های نور و رنگ پاسخ می دهند.

رنگ و نور منابع زندگی هستند. بدون رنگ پژمرده می شویم و می میریم. ناخود آگاه اولیه ما در کنار رنگها شکل گرفته است. همه می دانیم هر کجا سبز باشد زندگی همان جاست و هر جا که آبی باشد. آب آنجاست. خداوند ساعت اولیه بدن انسان را بر اساس رنگ ها تنظیم کرده است. در بهار گلهای نرگس زرد و شکوفه های صورتی به ما امید می بخشند و ما را از خواب زمستانی بیدار می کند. در تابستان، قرمز، نارنجی و زرد درخشان به ما انرژی می دهند تا علوفه جمع کنیم در حالی که خورشید می درخشد. در پاییز با رنگ های قهوه ای و قرمز تیره و نارنجی سوخته، ناقوس تغییر نواخته می شود. و در پایان، زمستان، سبزهای خاموش و موقر، قهوه ای شکلاتی و خاکستری زغالی به ما هدیه می دهد. انسان ها هنوز هم براساس ناخود آگاه اولیه خود به رنگ های طبیعت پاسخ می دهند. اما در حال حاضر عادت کرده اند تا به رنگ ها بر اساس قواعد زندگی شهری و قراردادهای اجتماعی، واکنش نشان بدهند. نوارهای قرمز، لباس های نارنجی و چراغ  سبز راهنمایی و رانندگی را تصور کنید. رنگها به ما می گویند بایستیم یا حرکت کنیم. آنها هشدار می دهند، ریشخند میزنند، انرژی میدهند، وسوسه می کنند، آرامش میدهند  تسکین می بخشند و…. ما دنیا و احساساتمان را بر اساس رنگها تعیین می کنیم. بچه ها تا قبل از پنح و شش سالگی اشیا را بر اساس رنگ طبقه بندی می کنند تا شکل. ما حتی از رنگ ها برای توصیف عواطف و احساساتمان استفاده می کنیم.

دامنه لغاتی که برای رنگها وجود دارد، بسیار محدود است. در زبان انگلیسی فقط ده اسم اصلی برای رنگها وجود دارد (صورتی، قرمز، قهوه ای، آبی، سفید، سیاه، سبز، بنفش، زرد، خاکستری). تنوع رنگ ها و اسامی آنها از دنیای اطراف الهام گرفته شده است  از زمین (خاک رس(رنگ آجری) – سی نیا (خاک حنایی رنگ). از مواد معدنی، سنگهای زمین شناسی و فلزات (فیروزه، یاقوت، طلا). گل ها (یس. بنفشه). میوه ها (زردآلو، پرتقال). آسمان آبی آسمانی و دریا (کبود، سبز آبی فام)

رنگ درمانگران معتقدند رنگ ها بر سلامتی و بهروزی ما اثر می گذارند و می توان از آنها برای التیام بدن و تقویت ذهن استفاده کرد. رنگ درمانی، ریشه در زمان های دور دارد، در مصر باستان، یک پاپیروس متعلق به ۱۵۵۰ سال قبل از میلاد، از معالجه به وسیله رنگ خبر می دهد و در آن به سرب قرمز، نمک سبز و مارمولکهای سیاه اشاره شده است. همچنین در «نی چینگ» که یک متن پزشکی ۲۰۰۰ ساله است، درمان هایی با استفاده از رنگ ثبت شده است. ۱۰۰۰ سال قبل در ایران، ابوعلی سینا استفاده از رنگ را در درمان امراض رواج داد. او معتقد بود رنگ قرمز، جریان خون را سرعت می بخشد در حالی که آبی و سفید آن را کند می کند. دنیای علم، رنگ درمانی را پایان یافته تلقی می کرد اما مطالعات، بیش از گذشته از رنگ درمانی حمایت می کند. یک دانشمند روسی به نام دکتر «اس وی کار کو» در دهه ۱۹۴۰ نشان داد چطور رنگ قرمز میتواند سلول های عصبی را تحریک کند. نظریه او در سال ۱۹۵۸ توسط دانشمندی آمریکایی به نام دکتر «رابرت گرارد» تکمیل شد. او نشان داد قرمز احساس تحریک شدن را تولید می کند و فشار خون را افزایش می دهد؛ حال آنکه آبی آرامش دهنده است و از میزان ضربان قلب می کاهد. دانشمندان آمریکایی در سال ۱۹۹۰ طی گزارشی اعلام کردند نور آبی در درمان بسیاری از مشکلات از جمله اختلال های غذایی و افسردگی موفقیت آمیز بوده است.

در حال حاضر از نور آبی برای درمان یرقان نوزادان استفاده میشود. همچنین، ثابت شده است که رنگ بر رفتار تاثیر گذار است. برای مثال، رنگ صورتی پرخاشگری را کاهش میدهد و اشتها را سرکوب می کند.

رنگ درمانی، یک فلسفه قدیمی متعلق به ساکنان تبت است. آنها معتقد بودند رنگ ها در بدن انسان به صورت مراکز انرژی، زنجیره وار وجود دارند. هر مرکز یا چاکرا در زبان سانسکریت به معنای چرخ) رنگ مخصوص به خود را داراست. هنگامی که انرژی به صورت موزون در چاکراها جریان یابد، ما دارای سلامتی و تعادل خواهیم بود. چاکراها از قوانین طیف نوری تبعیت می کنند. بنفش با کمترین طول موج در قسمت تاج سر و قرمز با بیشترین طول موج در نشمینگاه قرار می گیرد. وقتی که یک رنگ جذب بدن می شود، آن رنگ از طریق سیستم عصبی به آن قسمت از بدن که به آن نیاز دارد منتقل می شود. ما همواره در جستجوی راه هایی هستیم که تعادل خود را به دست آوریم و آن را بازسازی کنیم. رنگ انرژی است و بر انرژی ما تاثیر می گذارد. استفاده از رنگهای مناسب تندرستی انسان را در طول زندگی افزایش میدهد.

بنفش :روح، کمال و بصیرت

که به روح ما کمک می کند تا تجربیاتی را که زندگی به ما هدیه می کنند، جستجو و کشف کنیم.

نیلی: وضوح افکار و روان

مرکر شهود است و به ما فراست می بخشد.

آبی :ارتباطات

هنگامی که در حالت تعادل هستیم. به کمک آبی نیازهایمان را مطرح می کنیم.

سبز : عشق

با سبز قادر می شویم عشق بی قید و شرط را اعطا و دریافت کنیم.

زرد :احساسات

زرد نمایانگر نیروی درونی ماست و این که چگونه درباره خودمان فکر می کنیم.

نارنجی: قوای جسمی، استقامت

یک چرخه نارنجی متوازن به ما در ابراز احاساتمان یاری می رساند.

قرمز :بقا، غرایز

این چرخه ما را به زمین محدود می کند و شجاعت و ثبات می بخشد.